.. برای مهری ماه

خانه ها در باران سکوت شده بودند

خواستم شیشه ی ماشین را بکشم پایین ؛

سرم را در باران فرو کنم

و بعد

فریاد بزنم

چه کسی عشق مرا در خانه اش جا داده ؟

باران که قطع شد

یادم آمد

من

ساعت های متوالی زیر پلک هایت

خواب رفته بودم .

دیگر هیچ چیز شگرف نیست

اجبار است ، زندگی را تمام کنیم ...

/. ملیحهـ چگینی _ به وقت هزاران بوسه ای که بدهکاری به من

توسط : ملیحهـ چگینی |